سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
387
تاريخ ايران ( فارسى )
بعدهء بيست و پنجهزار نفر بدانسوى فرستاد و اين نيرو پس از جنگهاى بسيار سخت و خونريزىهاى زياد شورش را فرونشاند و مدعى اسير شده و از يك چشم كور شد و بعدا با پيام زير بقسطنطنيه روانهاش نمود « نادر از قتل يك شخص بدبخت زبون اكراه داشته هرچند كه ارباب بزرگ از او طرفدارى مينمود » « 1 » . علت اغتشاش شيراز شكست تقى خان حاكم فارس در بعضى لشگركشىهاى در خليج فارس بود ، وقتى تقى خان شنيد كه بر اثر عدم موفقيت ميخواهند او را دستگير ساخته و زندانى كنند طغيان كرد . اما يك لشكر هيجده هزار نفرى ، شيراز را تصرف كرده و طغيان و شورش او را با تلفات وحشتناكى خوابانيد . تقى خان دستگير شده و از يك چشم كور شد و خانوادهء او همگى بقتل رسيدند . دربارهء شورش قجرهاى استراباد در آنجا كه بشرح سرگذشت هانوى ميپردازيم صحبت خواهيم داشت . محمد حسين خان رئيس آنان بدست يك نيروى هزار و پانصد نفرى مغلوب شد و شهرستان استراباد بواسطهء كشتارها و بر بادى ضياع و عقار اهالى منهدم و ويران گرديد . هانوى در اين باب شرح جالبتوجهى گزارش داده است . آخرين لشگركشى بر ضد تركيه 1745 - 1743 آخرين لشگركشى نادر برعليه عثمانيان بواسطهء امتناع سلطان در شناختن فرقهء جعفرى بوده است كه راجع به آن علماء و رؤساء مذهبى چنين فتوى داده بودند . « چون فرقهء جديد يعنى شيعهء رافضى مخالف با ديانت حقهء اسلام مىباشد كشتن و اسير كردن ايرانيان جائز و رواست » . سلطان ايران در كوشش خود براى متحد ساختن مجدد ايران و عثمانى كاملا با عدم موفقيت مواجه شد و چون تمام شيعههاى صالح و متقى از او نفرت داشتند موقعيت او بهيچوجه قابل غبطه و رشكانگيز نبود . در هرصورت نادر هنوز قادر بود كه يك شكست تباهكنندهء ديگرى بتركها وارد سازد و آنها هم كه از وقايع داخلى ايران تحريك شده بودند براى قدرت آزمائى
--> ( 1 ) - اين شرحى بود كه هانوى ذكر كرده ولى در جهانگشا پيغام ديگرى نقل شده است . ( مؤلف )